الماسها می درخشند...! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سلطه رسانه ها بر سبک زندگی
محققان ثابت کرده اند افرادی که بسیار روزنامه می خوانند نسبت به افرادی که بسیار تلویزیون تماشا می کنند، عمیق تر فکر می کنند و مهم نیست که این افراد چه روزنامه ای را می خوانند؛ این جا دیگر صحبت از محتوا نیست، بلکه ذات رسانه است که تاثیر می گذارد.
![]() رسانه ها هم چون یک چاقو عمل می کنند. چاقویی که هم می توان با آن جراحی کرد و هم می توان با آن سر برید! این جمله ای است که این روز ها زیاد شنیده می شود. این که رسانه ها می توانند هر پیام و محتوایی را فارغ از خوب یا بد آن، منتقل کنند. از سوی دیگر بحث سواد رسانه ای مدت ها است که مطرح شده و به این نکته توجه دارد که با افزایش سواد رسانه ای در میان مخاطبان رسانه ها، می توان از آسیب های آن، جلوگیری نمود. اما این تمام داستان نیست؛ چرا که بسیاری از اثراتی که افراد از رسانه ها می پذیرند، از خود رسانه ها ناشی می شود و نه از محتوای آن ها. به عبارت دیگر می توان گفت ذات رسانه ها بیش از محتوای آن، سبک زندگی ما را تغییر داده است. رسانه ها و تغییر سبک زندگیصحبت از رسانه ها و تاثیرات ذاتی آن، با آرای "مک لوهان" آغاز شد. او معتقد بود که رسانه پیام است. به این معنا که همان وسیله پیام رسانی، خودش هم می تواند پیام باشد و تاثیر بگذارد. شاید در ابتدا فهم آن چه مک لوهان می گوید برای ما سخت باشد اما چند مثال در این رابطه می تواند منظور او را روشن کند. مک لوهان در مثال خود، برق و لامپ را به عنوان یک تکنولوژی ارتباطی معرفی می کند. او این تفکر را که چون برق دارای محتوا نیست پس وسیله ارتباطی هم نیست، اشتباه می داند؛ بلکه معتقد است، برق عامل ایجاد بسیاری از محتواها است. برای مثال تا زمانی که برق نباشد و لامپ تلویزیون کار نکند، تلویزیون هم نمی تواند هیچ محتوایی را منتقل کند. هم چنین به این نکته اشاره می کند که برق سبک زندگی ما را تغییر داده است. برای مثال تا پیش از اختراع لامپ، این امکان وجود نداشت که افراد بتوانند روزها بخوابند و شب ها بیدار باشند، اما با اختراع لامپ، این نوع سبک زندگی امکان پذیر و حتی شایع می شود. در این میان آن چه اهمیت دارد تاثیری است که هر رسانه ای فارغ از محتوایی که دارد، بر روی سبک زندگی ما می گذارد. بگذارید چند مثال دیگر بیاوریم. آیین نوروز در میان ایرانیان، یک سنت ریشه دار عمیق است که هر ساله اجرا می شود و طی سال های دراز حتی دولت ها نتوانستند در این آیین تغییری ایجاد کنند؛ اما موبایل ها توانستند. این یک مثال مناسب است که می تواند تاثیر تلفن ها و تلفن های همراه را بر زندگی ما نشان بدهد. این که ما با دوستان و خویشاوندان خود تماس می گیریم و در مناسبت های مختلف به آن ها تبریک می گوییم، از نظر محتوایی بسیار پسندیده است؛ اما خود موجب آن می شود که دیدار های حضوری ما هر روز کم تر و کم تر شود و از هم دور شویم. این روز ها حتی تماس های تلفنی جای خود را به پیامک های موبایلی داده اند و پیامک ها هم به مدد اپلیکیشن های اندروید رایگان شده اند تا بیش از پیش مورد استفاده قرار بگیرند و در این میان سبک زندگی ما مرحله به مرحله تغییر می کند. تکنولوژی های جدید ما را سریع تر کرده اند. آن قدر سریع که بسیاری از افراد دیگر تحمل خواندن کتاب را ندارند و تنها به دنبال مطالب کوتاه، آماده و خلاصه شده در شبکه های اجتماعی هستند مثال های متعددی در رابطه با تأثیر رسانه ها بر سبک زندگی و شخصیت افراد وجود دارد. تکنولوژی های جدید ما را سریع تر کرده اند. آن قدر سریع که بسیاری از افراد دیگر تحمل خواندن کتاب را ندارند و تنها به دنبال مطالب کوتاه، آماده و خلاصه شده در شبکه های اجتماعی هستند. این روز ها کم تر کسی پیدا می شود که کتاب های قطور را مطالعه کند و از خواندن آن ها لذت ببرد. نمونه دیگر آن هم به کسب اخبار و اطلاعات مربوط می شود. بسیاری از ما این روز ها اخبار و اطلاعات مان را از روزنامه ها و تلویزیون ها کسب نمی کنیم؛ بلکه شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن های موبایل را جایگزین آن کرده ایم. در این میان بازار شایعات هم داغ تر شده است و هر از گاهی خبر از زلزله های مهیب و دیده شدن پری های دریایی در گوشه ای از دنیا، به گوش مان می رسد. ![]() محققان ثابت کرده اند افرادی که از روزنامه به عنوان رسانه اصلی برای کسب خبر استفاده می کنند، عمیق تر از کسانی فکر می کنند که از تلویزیون برای کسب اخبار استفاده می کنند. چرا که تلویزیون اخبار را سطحی کرده و در قالب سرگرمی ارائه می کند. برای مثال اخبار مهم در لابلای اخبار مربوط به سرگرمی هم چون ورزشی و یا هوا شناسی مطرح می شود و سرانجام گوینده اخبار با یک لبخند از شنوندگان خداحافظی می کند و یک موسیقی ملایم پایان بخش اخبار است. در چنین شرایطی بسیاری از شنوندگان آن چه را که شنیده اند فراموش می کنند و به آن فکر نمی کنند. یک نمونه دیگر از تحقیقات نیز نشان می دهد که نسل جدید آمریکایی ها در نگارش بد خط تر از نسل های پیشین شده اند که این خود حاصل استفاده های بسیار از تکنولوژی های نوین بوده است. آنچه بیان شد تنها برخی از مثال هایی بود که در زمینه تاثیرات ذاتی رسانه ها بر شخصیت افراد و سبک زندگی آن ها به اثبات رسیده است. اما این به معنای نفی و کنارگذاشتن رسانه ها نیست چرا که در دنیای امروز نمیتوان دوری از رسانه ها را تصور کرد و دیگر حتی نمی توان یک روز را بدون استفاده از رسانه ها و تکنولوژی های متعدد زندگی کرد. از سوی دیگر رسانه ها کاربرد های متعددی داشته و زندگی را برای انسان آسان تر کرده اند. در این میان آن چه اهمیت دارد توجه و آگاهی از تاثیرات هر رسانه است. آگاهی از این موضوع به ما کمک می کند که در رسانه ها غرق نشویم و برای هر کاربرد و رفع نیاز، رسانه مناسب آن را انتخاب کنیم. این امر یکی از مهم ترین مسائلی است که در سواد رسانه ای مطرح می شود. به عبارت دیگر باید گفت این ما انسان ها هستیم که باید تکنولوژی ها و رسانه ها را در تسلط خود درآوریم نه آن که اجازه دهیم رسانه ها بر زندگی ما مسلط شوند.
زهرا مجدی زاده بخش ارتباطات تبیان
موضوع مطلب : آخرین ورژن سبک زندگی!
زندگی سایبری به عنوان بخشی از زندگی انسان موضوعیت پیدا کرده و به علت رشد روزافزون و تأثیرات و تبعاتی که دارد، لحاظ کردن آن و تعیین م?لفه ها و حدود و ثغورش در مباحث حوزه سبک زندگی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ![]() در عصر حاضر تعداد زیادی از انسان ها زمان خود را به دو قمست عمده تقسیم کرده اند، زمانی که در دنیای واقعی سپری می کنند و زمانی که زندگی سایبری(Cyber Life) دارند، این تقسیم بندی می تواند خودآگاه یا ناخودآگاه، عمدی و یا سهوی صورت بگیرد. برخی در حد ارسال چند پیام از طریق تلفن همراه و برخی دیگر به اندازه سال ها از عمر خویش را به زندگی سایبری اختصاص می دهند. عده ای بی مهابا در حال کوچ کردن به محیط های سایبر و انتخاب سایبری زندگی کردن به جای واقعی زیستن، هستند و عده ای دیگر از زندگی سایبری و برخی مصادیق آن فراری بوده و واقعی بودن را ترجیح می دهند. (نخستین کسی که واژه فضای سایبر را به کار برد، ویلیام گیتسون نویسنده داستان های علمی- تخیلی، در کتاب نورومنسر (neuromancer) بود.) به هرحال زندگی سایبری به عنوان بخشی از زندگی انسان موضوعیت پیدا کرده و به علت رشد روزافزون و تأثیرات و تبعاتی که دارد، لحاظ کردن آن و تعیین م?لفه ها و حدود و ثغورش در مباحث حوزه سبک زندگی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. زندگی سایبری از ترکیب دو واژه زندگی(Life) + سایبر(Cyber) ساخته شده است. واژه ی سایبر یکی از پیشوندهای مرتبط با اینترنت است که تاکنون با لغات زیادی ترکیب شده و آن ها را سایبری کرده است. این واژه برای اشاره و یا ساختن واژگان مربوط به فرد، شیء و یا هر چیزی که بخشی از عصر کامپیوتر و اطلاعات است اعم از اینترنت، کامپیوتر، شبکه ها و یا سایر استفاده ها از تکنولوژی های برتر(High-Tech)، به کار رفته است. بزرگترین فضای سایبر شبکه ی جهانی اینترنت است، اما فضای سایبر به اینترنت محدود نشده و کلیه حوزه های تعاملی و ارتباطی انسان را در بر می گیرد سایبر از سایبرنتیکس(Cybernetics) گرفته شده است. لغت سایبرنتیکس را گروهی از دانشمندان که توسط نوربرت وینر(Norbert Wiener) رهبری می شدند ایجاد کردند. چندی بعد در سال 1948 از طریق کتاب "سایبرنتیکس یا کنترل و ارتباطات در حیوان و ماشین" (Cybernetics or Control and Communication in the Animal and the Machine) که توسط وینر نگاشته شده بود، رسماً معرفی شد. وینر یک ریاضی دان، مهندس و فیلسوف اجتماعی بود. در تعریف وینر سایبرنتیکس علم مطالعه نظام کنترل ارتباطات و اطلاعات در موجودات زنده و ماشین است. برای آشنایی بیشتر با نظام کنترل و ارتباطات در سایبرنتیک می توان برای مثال به سیستم عصبی انسان اشاره کرد، در سیستم عصبی انسان مغز به عنوان کنترل کننده، یک سیستم پیام رسان و یکسری اندام وجود دارند. در این سیستم فرمان ارسال شده از طرف مغز توسط سیستم عصبی به اندام ها رسیده و آن ها را به حرکت وا می دارد. وینر ارتباط گیری و کنترل را در تعریف سایبرنتیک در کنار یکدیگر به کار می برد، به این معنا که هنگامی که دو نفر از طریق ارسال پیام با یکدیگر ارتباط برقرار می کند، این امر مستلزم حدی از کنترل از سوی طرفین بر روی پیام و نحوه ی ارتباط است. ![]() تعاریف مختلفی برای فضای سایبر بیان شده است، در یک تعریف فضای سایبر جهان اطلاعاتی است که از طریق اینترنت ایجاد شده و در تعریف دیگر به تمام در هم تنیدگی(Interconnectedness) و تعاملات انسانی از راه کامپیوترها و ارتباطات مخابراتی بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می شود. در حوزه علمی تخیلی نیز به نمایش سه بعدی جهان مجازیِ شبکه های کامپیوتری فضای سایبر گفته می شود. برخی نیز فضای سایبر را تنها یک "توهم توافقی" در نظر می گیرند. بزرگترین فضای سایبر شبکه ی جهانی اینترنت است، اما فضای سایبر به اینترنت محدود نشده و کلیه حوزه های تعاملی و ارتباطی انسان را در بر می گیرد. همچنین درباره ی فضای سایبر گفته شده این فضا یک واقعیت مجازی است(Virtual Reality)، بدین ترتیب که اگرچه واقعی نیست اما اثر واقعی دارد. در این راستا و در پی حملات سایبری در فضای واقعی، اخیرا مرکز فنی ناتو موسوم به "توانمندیهای واکنشی حوادث رایانهای" (NCIRC) بخش اصلی مبارزه با جرایم سایبری ناتو به حساب میآید. این مرکز مسئول دفاع از کلیه سایت های ناتو می باشد. در صورت حمله به سامانه اطلاعاتی ناتو، متخصصان این سازمان در نظر دارند تا سریعاً وارد عمل شده و دست به اقدامات مقابلهای بزنند. هدف از این کار، بازگرداندن سامانهها به حالت عادی در سریعترین زمان ممکن اعلام شده است. وینر ارتباط گیری و کنترل را در تعریف سایبرنتیک در کنار یکدیگر به کار می برد، به این معنا که هنگامی که دو نفر از طریق ارسال پیام با یکدیگر ارتباط برقرار می کند، این امر مستلزم حدی از کنترل از سوی طرفین بر روی پیام و نحوه ی ارتباط است "جیمی شیا"، معاون دبیر کل بخش چالشهای امنیتی نوظهور ناتو، در این خصوص گفته است: "میزان حملات سایبری هر روزه در حال افزایش است، چه این حملات علیه سامانههای ناتو باشند و چه علیه سامانههای حیاتی کشورهای عضو. ناتو باید قادر باشد تا کمکهای دفاع سایبری را به اعضای خود ارائه دهد تا آنها بتوانند در مقابل این حملات از خود محافظت کنند، آنها را شناسایی کنند، و به هنگام وقوع آنها، برای محدود کردن خسارات از خود واکنش سریع نشان دهند." بنابر این به این نتیجه می رسیم که فضای سایبر امروزه جزو لاینفک زندگی بشر گشته که ادامه روند زندگی بدون آن غیر قابل تصور می باشد هر چند که گاهی با مخاطراتی نیز همراه است.
فرآوری : ازاده مرنی بخش ارتباطات تبیان
منابع: مشرق / گرداب / عصر امروز موضوع مطلب : تبلیغ آموزه های دینی در رسانه
دین می خواهد بگوید که انسانها چگونه بیندیشند و چگونه عمل کنند و این جز با یافتن مخاطب معنی ندارد. در دنیای امروز رسانه ها می توانند برای یافتن و جذب مخاطب نسبت به مسائل دینی نقشی تأثیرگذار داشته باشند.
![]() نقش رسانه در الگوسازی و نهادینه کردن باورها و هنجارها امری پوشیده و قابل کتمان نیست. رسانه ها نقش فعالی در این زمینه دارند و برعکس آن هم، امکان دارد که رسانه ها اگر شناخت درستی از اهداف و یاستگزاری های فرهنگی جامعه و حکومت نداشته باشند در نسبت خود با دین و اهداف دینی دچار خطا می شوند و بحران فرهنگی و عقیدتی غیرقابل جبرانی را خواهند ساخت که این بحران تا زمانی که از سوی صاحب نظران و مسئولان چاره اندیشی شود، اثرات خود را بر اندیشه و رفتار اعضای جامعه خواهد گذاشت. ارائه اطلاعات درست از اندیشه ها و اعتقادات دینی از سوی رسانه ها می تواند جامعه را بیشتر با آرمان ها و اخلاق دینی آشنا سازد. همانطور که ارائه اطلاعات غلط و نادرست از این اندیشه ها جامعه را فرسنگ ها از این اخلاق و آرمان ها دور می سازد و اعضای جامعه را به قهقرا می کشاند. نقش رسانه ها در تبلیغ اندیشه های درست اجتماعی و اخلاقی در جامعه دینی الزاماً می بایست با شناخت از مفهوم جامعه دینی و عمق اندیشه های دینی باشد تا به خرافه گرایی و ترویج اندیشه های قشری و ظاهری کشیده نشود و جامعه را از این نظر گرفتار بحران نسازد. در مورد تأثیر وسایل ارتباطی بر پیام و تمامی فرآیند ارتباط و همچنین جامعه و محیط پیرامونشان، عقاید بسیاری وجود دارد، برخی از خنثی بودن و صرفا ً حامل بودن این وسایل یاد می کنند و اینکه این وسایل تأثیر چندانی بر مخاطبین خود ندارند. برخی دیگر عقیده دارند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه را برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند و جامعه جدید از این وسایل چنان تأثیر شگرف بر می گیرد که ماهیتش تابعی از آن می شود. برخی نظریه پردازان این حوزه معتقدند که رسانه ها ،چنانکه از نام آنها پیداست ،تنها "وسیله" ارتباط جمعی هستند و باید ابزاری در خدمت انتقال پیام میان آدمیان باشند. رسانه ها حامل و توزیع کننده هر پیامی هستند که در جامعه وجود دارد و ممکن است از طریق آنها ارسال شود و به همین جهت جانبداری آنان از نوع خاصی از پیام مغایر با هدف تاسیس آنهاست. به بیان دیگر "وسیله" و "ابزار" بودن رسانه ها فلسفه پیدایش و شأن ذاتی آنهاست؛ در حالیکه متعهد بودن به هرچیز، حتی اگر از ارزش های مورد قبول باشد، به معنای تبدیل آنان از وسیله به هدف است و به همین دلیل ابزار نباید در کار نتیجه دخالت کند. رسانه ها ابزاری برای تداوم دیندین, با هر تعریفی که از آن داشته باشیم, از جنس پیام است. ریشه دین بینش ها است و نتیجه آن در گرایش ها و عملکردها آشکار می شود واز این رو گسترش طلبی خصیصه ذاتی آن است. دین می خواهد بگوید که انسانها چگونه بیندیشند و چگونه عمل کنند و این جز با یافتن مخاطب معنی ندارد. ماهیت و حیات فکر، اندیشه و اعتقاد با نشر و گسترش آن رابطه ای تنگاتنگ دارد. اندیشه ای که به دنبال یافتن مخاطب و گسترش پیام خویش نباشد، یا به درستی خویش بی اعتماد است و یا به تداوم خود بی علاقه. دین اسلام نیز خود را "پیام" ی می داند که بردلهای آماده مخاطبان مستعد ارسال می شود و آنان نیز به نوبه خود باید "نبی" و "پیامبر" ی برای همه آدمیان باشند و همه را دعوت به شنیدن این پیام، پذیرش و در نهایت بسط بیشتر آن کنند به همین دلیل است که مفهوم دین (بطور کلی) با مفهوم پیامبری و تبلیغ گره خورده است. دین اسلام نیز خود را "پیام" ی می داند که بردلهای آماده مخاطبان مستعد ارسال می شود و آنان نیز به نوبه خود باید "نبی" و "پیامبر" ی برای همه آدمیان باشند و همه را دعوت به شنیدن این پیام، پذیرش و در نهایت بسط بیشتر آن کنند. بنابراین دین به رسانه به عنوان ابزاری برای ادامه حیات و گسترش پیام خویش نگاه می کند. رسانه مانند بلندگویی است که صدای دین را به دیگران می رساند و از این باب است که دین برای آن احترام قائل است. اهتمام همه ادیان بشری و الهی به تشریع آیین ها و عبادت های جمعی، گفتن و شنیدن پندها و درسهای مورد نظر، ترویج ساخت، توسعه و آبادانی مکانهای مذهبی و ... نمونه هایی از علاقه دین به بهره مندی از توانایی رسانه های سنتی است که می تواند در رسانه های جدید نیز مصداق یابد.
![]() |
![]() |