الماسها می درخشند...! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
بسم الله الرحمن الرحیم آسیب شناسی شبکه های ماهواره ای تفرقه افکن در بازتاب انحرافی از تفکر شیعی امروزه رسانه ها نقش مهمی در شناساندن مکاتب زنده و پویای بشری به جهانیان دارند. با وجود انتشار کتاب ها و مقالات مختلف از سوی دانشمندان هر مکتب، اما تعداد زیادی هستند که به خاطر شلوغی فراوان در سبک زندگی قرن معاصر، اخبار و اطلاعات خود را از راه صفحات اینترنتی و شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای به دست می آورند. پیروان مکتب تشیع و رهبران آنها نیز، با توجه به اینکه مکتب خود را مکتبی جهانی و برای هدایت تمام انسان ها می دانند، چون دیگر ادیان و افکار بشری تلاش دارند با استفاده از این ابزار، اندیشه ها و عظمت های شیعه را به دیگران مخابره کنند. با وجود فعالیت شبانه روزی و ارزنده برخی گروه ها در این حوزه های رسانه ای، در این بین نیز شبکه هائی حضور یافتند که به جای ترویج واقعیت شیعه، سمت پررنگ فعالیت خود را به تحریک احساسات عاطفی مذاهب گوناگون بر علیه همدیگر قرار دادند. شیعه و سنی را دو گروه کاملا بیگانه و دشمن پشت پرده همدیگر معرفی می کنند که هر کدام دیگری را باطل محض دانسته و شب و روز در فکر سرنگونی هم هستند. هرکدام دیگری را از یهود بدتر می داند و ذکر نمازشان لعن و نفرین همدیگر است. خیالبافی هائی که در دنیای واقعی، جائی جز در بین عده ی کمی افراد افراطی شیعه و سنی ندارد. در قریب به اتفاق شهرهایی که شیعه و سنی در آنها به صورت مختلط با هم زندگی می کنند، بازی کودکان، ازدواج جوانان، تحصیل دانش آموزان و دانشجویان، خدمت سربازی و تجارت شیعه و سنی و حتی جشن و عزای آنان، چنان به هم گره خورده است که کسی جدای از اختلاف در برخی فروعات فقهی و دینی- که در درون فقهای شیعه و سنی نیز این تفاوت ها طبیعی است- تفاوتی محسوس و قابل توجه در بین مردم نمی بیند. در حالی که چنین برادری و صمیمیتی در این اختلاط ها حاکم است، شیطنت افراد تندوری شیعه و سنی که جاهلانه یا عالمانه عروسک خیمه شب بازی دشمنان مسلمانان قرار می گیرند، سعی دارد این اتحاد را بر هم بزند تا با گل آلود شدن این آب زلال، زمینه ی ساز ادامه حیات صهیونیست پلید و بهره برداری های دشمنان اسلام از منابع عظیم سرزمین های اسلامی و از بین بردن فرهنگ دینی آنها باشد. دشمنانی که تنها به فکر منافع خود در منطقه اسلامی هستند و شیعه و سنی برایشان اهمیتی ندارد. دغدغه این نوشتار، نقدی برادرانه بر نقش آفرینی برخی شبکه های به اصطلاح شیعی است که مبادا بر خلاف غرض دینی و شرعی در ترویج اسلام و معنویت، به مهره ای تبدیل شده باشند که در زمین حریف بازی می کند. شبکه هائی که برای افرادی که شناخت کافی از شیعه ندارند یا تازه می خواهند با شیعه آشنا شوند، تصویری ناروا از شیعه ارائه می دهند. نمایش آنها از روضه، گردآمدن عده ای جوان نیمه عریان است که عوعو می کنند و چندین ساعت بالا و پائین می پرند. مضمون برخی سخنرانی هایشان اهانت به بزرگان و مقدسات عده ای از مردم مسلمان عربستان و عراق و افغانستان و ... است که به دور از جنجال های اعتقادی و کلامی، محتاج نان شبشان هستند و کم و بیش این اهانت ها برایشان بازگو می شود و احساساتشان را علیه شیعیان تحریک می کند!! در برخی موارد نیز با اهانت به رهبری جمهوری اسلامی ایران و مراجع بزرگ تقلیدی که هم نظر با آنان نیستند، الفاظ ناپسند و واژه "دجال" یعنی فریبکار را به کار می برند. فراموش می کنند که اگر حیاتی برای شیعه و اسلام هست، به برکت همین فقها و علمائی است که آنان نیز دغدغه مشکلات دین و دنیای مردم را دارند و اهانت به آنان ثمری جز تضعیف بنیان علمی و معنوی تشیع ندارد. هر چند خود اهل علم باشند، اما لازم است این احادیث و توقیعات به آنها تذکر داده شود که امامان معصوم، دانشمندان و راویان احادیث را در عصر غیبت تکیه گاه مردم قرار داده اند. تصویری که آنان از ایام محرم و سوگ حسینی (علیه السلام) از شیعیان مخابره می کنند، عکس و فیلم افرادی است که آلات قتاله ای مانند شمشیر و خنجر و ... بر دست گرفته اند و بر سر و صورت خود و کودکان و نوجوانانشان می زنند. تصاویری خون آلود و پر از خشونت خودزنی که می تواند بهترین ابزار برای برانگیختن تنفر بیینده و شیعه هراسی او باشد. این را اهل انصاف پاسخ بگویند؛ اگر مکتبی را اینگونه برای شما رسانه ای می کردند، چه قضاوتی می کردید؟؟؟ آیا در درونتان تمایلی به شنیدن بقیه سخنان رهبران این مکتب پیدا می کردید؟؟؟ آیا حس می کردید این مکتب ناگفته هائی دارد که گمشده ی وجدان بیدار شماست؟؟؟؟ آیا برای کسانی که اولین بار صحنه های قمه زنی و خودزنی ها را می بینند، ناخودآگاه حس انزجار دست نمی دهد و با زبان بی زبانی این افراد را جاهل و متوحش محسوب نمی کنند؟؟ تاکنون فکر کرده اید که دشمنان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) با چه آماری این تصاویر و کلیپ ها را در جلسات خصوصی و عمومی و شبکه هایشان نمایش داده و بر "تیشه زدن ما بر ریشه مان"پوزخند زده اند؟ باید بر مظلومیت شیعه گریست که اینقدر وارونه تبلیغش کرده اند که برخی تصور می کنند «هراس از شیعه» کلیدی تر و مهم تر از «هراس از صهیونیست» است. مکتب کودک کش و جانی صهیونیسم کجا و مذهب شیعه ای که قرن ها حامی مظلومین و مستضعفان بوده و برای مبارزه با ظلم و ستم و در راه ترویج عدالت و پاکی هزاران شهید و جانباز فدا کرده است کجا؟ مکتبی که طلایه دار مبارزه با استکبار در عرصه های بین المللی است و برای این مبارزه و مقاومت هزینه های انسانی و مالی فراوانی داده است. واقعیت شیعه، امرها و نهی های قرآن و نهج البلاغه است. امر به عدل و احسان، امر به مهربانی بر یتیمان و دستگیری مستضعفان. و نهی از شرک و زنا و ظلم و بی بندوباری. واقعیت شیعه علی (علیه السلام) است که بر دزدیده شدن خلخال از پای زن یهودی نیز شکوایه می کند. واقعیت شیعه، نامه به مالک اشتر است که «ای مالک؛ بر مردمان حکومتت چون حیوان درنده مباش و با آنها مهربان باش، که آنها یا در خلقت شبیه تو هستند و انسانی چون تو اند یا برادر دینی تو هستند»[1]. واقعیت شیعه، ائمه علیهم السلام هستند که بیش از آنکه با سخن خویشتن، افراد را به سمت دینداری می آوردند، با اخلاق نیکو و مدارا با جاهلان سبب گرایش آنان به مکتب تشیع می شدند. واقعیت شیعه، دانشگاه چهارهزار نفری امام صادق (علیه السلام) و مناظره های امام رضا (علیه السلام) با مکاتب گوناگون است. واقعیت شیعه کرم و بخشش امام مجتبی و عفو و کظم و گذشت امام کاظم (علیهما السلام) است که با سبّ کنندگان نیز آنگونه رفتار می کردند که از کردار خود پشیمان می شدند. در احوال برخی عارف مسلکانی که معرفتشان در مدرسه خاندان وحی نبوده است می گویند که خود را چون سگی می کردند تا تکبرشان از بین برود. آیا عرفان ما عرفان عزتمندانه و پرکرامت امام حسین (علیه السلام) است که فرمود: «هیهات من الذله» یا عرفان شبلی ها و صوفی ها و ... واقعیت شیعه، تلاش در علم و علم آموزی و رسیدن به قله ی علم و تقوا در جهان است. علمی همراه با تقوا که به جای ابزار شدن در کشتار بشر و ستم بر بشریت، انسان را به اوج خداباوری و ایمان به عظمت دستورات او برساند و صلح و آرامش را به سراسر جهان هدیه نماید. گاهی در توجیه این اعمال موهن و ناپسند می گویند: این زبان عشق است و شما درک نمی کنید.... برادر عزیز! وقتی من شیعه که چون تو اهل روضه و عزاداری هستم این کارهای تو را درک و هضم نمی کنم، بدان که دیگران به طریق اولی تو را نمی فهمند. پس تا وقتی برادران دینی تو و دیگرانی که عظمت خیالی رفتار تو را درک نمی کنند به فهم مناسب برسند، صبر کن که مبادا با برداشت اشتباه از رفتار و گفتارت، باعث وهن مذهب باشید. خداوند متعال نیز از صفای طینت مسلمانانی که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب می کردند:«راعنا»آگاه بود. این کلمه در زبان یهود به این معنا بود که «چوپان ما باش». آیه نازل شد که ای مسلمانان به جای کلمه ای که باعث تمسخر و خواری شما نزد دشمنانتان می شود بگویید: «انظرنا و اسمعوا لنا» (به ما نگاه کن و سخن ما را گوش بده) تا ابزاری بر علیه شما در دست دیگران نباشد.[2] امام صادق علیه السلام در کنار توصیه به برخی آداب اخلاق اجتماعی مانند حسن همسایگی و اخلاقی فرمودند: زینت ما باشید نه باعث خواری ما.[3] قطعا این حدیث فراتر از انجام واجبات و ترک محرمات، نظر به رعایت آداب اجتماعی دارد که رعایت آنها مایه زینت مکتب و عدم رعایتشان باعث وهن مذهب است. اگر کارهایتان حرام هم نباشد، یقین بدانید ناگوار و نارواست. مانند گذاشتن آفتابه بر سر سفره به جای پارچ آب؛ گرچه حرام نیست اما مایه خواری میزبان و ناراحتی مهمان است. هیچ شیعه ای نمی تواند عزادار بر مصیبت های ائمه مظلوم (علیهم السلام) نباشد که این عزاداری ها اقتدای به سیره اولیاء و هم ناله شدن با امام عصر (سلام الله علیه) است. اما می توان به گونه ای عزاداری کرد که اشک هایمان سیلاب بر آتش فتنه ها و نابود کننده دشمنان حقیقی مان باشد و نه مایعی آتش افزا بر علیه خودمان!! باورش سخت است که برخی این شبکه ها را مبلغ مکتب شیعه بدانیم در حالی که نه موضع حسینی و علوی دارند و نه رسالت زینبی. به واقع چرا برای غزه و عراق ستمدیده رگ گردن کلفت نمی کنند و نوک ناسزایشان را تنها به سوی مقدسات عده ای سنی بیچاره عربستانی و کویتی و عراقی و افغانی و ... که محتاج به نان شبشان هستند گرفته اند؟؟؟ ناسزاهائی که نه تنها مستند دینی ندارد بلکه در کنار روایات عام و خاص که مؤمن را از سبّ و ناسزا به دیگران و مقدساتشان بازداشته است[4]، در آیات و روایات اهل بیت (علیهم السلام) بسیار وارد شده است که آنان امر بر مدارا و همزیستی با دیگر مکاتب و ادیان نموده اند. مانند امر به سلام کردن به آنان و عیادت بیمارانشان و شرکت در تشییع جنازه و حضور در نماز جماعتشان و ...[5] قرآن کریم، کتابی آزاداندیش است که با وجود آنکه تنها دین پذیرفته شده نزد خداوند را اسلام می داند، در مورد سبک معاشرت و همزیستی با اهل کتاب می فرماید: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ»[6]. ترجمه: [امّا] خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، باز نمىدارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست مىدارد. قطعا رفتار نیکو با مسلمانان، اگر هم رتبه با اهل کتاب نباشد کمتر از آن نیست. و السلام علی من اتبع الهدی. یارانامه ایرانی : bakhtiarvand@chmail.ir [1] نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر(نامه شماره 53). [2] سوره بقره، آیه 104. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ». ترجمه: اى کسانى که ایمان آوردهاید، نگویید: «راعنا»، و بگویید: «انظرنا»، و [این توصیه را] بشنوید؛ و [گر نه] کافران را عذابى دردناک است. [3] اصول کافی، ج2،ص 77.عَلَیْکَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ کُونُوا دُعَاةً إِلَى أَنْفُسِکُمْ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ وَ کُونُوا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا شَیْناً وَ عَلَیْکُمْ بِطُولِ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ... [4] مانند: سوره انعام، آیه 108«وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ». ترجمه: و آنهایى را که جز خدا مىخوانند دشنام مدهید که آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. این گونه براى هر امتى کردارشان را آراستیم. آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ایشان را از آنچه انجام مىدادند آگاه خواهد ساخت. [5] مانند: اصول کافی، ج2،ص 219. إِیَّاکُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ... مبادا کاری کنید که باعث سرزنش و کنایه بر ما شود، کار بد فرزند مایه سرزنش پدرش است، در نمازشان شرکت کنید و مریض هایشان را عیادت کنید و بر جنازه شان حاضر شوید ..... [6] سوره ممتحنه، آیه 8. تاریخ درج : 1393/5/18 موضوع : تاریخ و سیره موضوع مطلب : تناقضات ابن تیمیه![]() مساله توسل به عنوان یک سنت و یا یک اصل در دین اسلام، مورد توجه بسیاری از صحابه رسول خدا، خلفای راشدین، و پیشوایان مذاهب چهارگانه اهل سنت بوده و همگان خود را به اتیان این سنت برای تقرب و جلب رضایت خداوند متعال ملزم می دانستند. این در حالیست که کتاب هایی که اخیراً از سوی مخالفان توسّل منتشر می شود، رسم توسّل به صالحان را، نوعی اختلاف میان سنّی و شیعه! قلمداد می کند، در حالی که اختلاف در مسأله ربطی به تسنّن و تشیّع ندارد، بلکه اختلافی است میان وهابی ها و پیروان ابن تیمیّه با دیگر فرق اسلامی (اعم از شیعه و سنّی). این امر، حاکی از این است که ریشه اختلاف، این دو نفرند و اگر از این دو نفر و پیروان آنها صرف نظر کنیم کلّیه فِرَقِ اسلامی در اصل توسّل (و دیگر مسایل که برخی از آنها گذشت و برخی دیگر خواهد آمد) وحدت نظر داشته و میان آنان اختلافی وجود ندارد. در این بحث برآنیم که با یکی از قواعد فقهی تحت عنوان اجماع ، به سراغ مساله توسل رفته و از این نظرگاه، نگرش اندیشمندان و علمای مسلمان غیر وهابی را در این مساله جویا شویم، تا اصل مساله اختلاف وهابیت با دیگر مذاهب اسلامی را روشن و مبین سازیم.
توضیح کوتاهی پیرامون اجماعاجماع در فقه به هم رأی بودن علمای مذهبی در امری دینی گفته میشود. اجماع منبع سوم در فقه اسلام برای به دست آوردن احکام اسلامی است. در معنای تخصصی به اتفاق نظر خاص علماء گفته شده، و در اصطلاح فقه به اتفاق «فقها» یا «اهل حلّ و عقد» بر یکی از احکام شرع یا سنتهای اسلامی گفته میشود. اجماع در موارد زیر به صورتی تخصصی تعریف شده است: 1- اتفاق نظر فقهاء مسلمان بر یک حکم شرعی. 2- اتفاق نظر صاحب نظران و کارشناسان مسلمان بر یک حکم شرعی. 3- اتفاق نظر امت پیامبر اسلام (ص) بر یک حکم شرعی. بر اساس فقه اهل سنت، مساله اجماع در ردیف کتاب و سنت از مبانی استنباط احکام است، اما در فقه جعفری(شیعه) منبع مستقلی برای استخراج احکام نیست، بلکه از آن جهت که موافقت معصوم را نشان میدهد، معتبر است. ابو علی خلال،دانشمند معروف حنبلی می گفت: «هیچ امر مهمی برای من اتفاق نیفتاد جز آنکه قصد قبر موسی بن جعفر را کردم و به او متوسل شدم تا آنکه خداوند متعال برای من آنچه را که دوست داشتم تسهیل نمود ابن تیمیه و ادعای دروغ اجماع در نهی توسلچنانچه در گفتار قبلی گذشت، با نیم نگاهی به تاریخ، سیره و سیر تطورات سنن و اندیشه های اسلامی در قرون اول طلوع نورانی دین اسلام، این مهم به روشنی آشکار می شود ، که از دیرباز توسل به پیامبرو صلحا،به عنوان فضیلتی در کارنامه رفتاری صحابه و خلفای راشدین و همینطور ائمه چهارگانه مذاهب اهل سنت ثبت شده است، بطوریکه آنان علاوه بر اتیان این سنت الهی و فضیلت اسلامی ، دیگران را نیز دعوت به توسل و تمسک به انبیاء و اولیاء ، درهنگام حیات و بعد از آن، می نمودند. عجیب اینکه ابنتیمیه موسس فکری وهابیت ، اولین نفری است که به زعم خویش ،با نادیده انگاری این همه شواهد تاریخی و روایات معتبر عامه،حکم به بدعت و شرک بودن توسل را صادر نموده است. جالب توجه اینکه وی مدعی است که این دیدگاه را با پشتوانه ای خیالی و موهوم ، از آراء صحابه، علماء و اندیشمندان دینی جهان اسلام اخذ نموده و با پافشاری،و تعصبی خاص بر روی عقیده باطل خویش مینویسد: «خطاب میت در قبر یا خطاب غایب به اینکه از خداوند برایم چیزی بخواه، یا برایم در نزد خدا شفاعت کن، یا از خدا بخواه تا بر دشمنم غالب شوم، یا خواستن بخشش از خداوند و. . . مخالف اجماع صحابه و تابعین است؛ آنها بعد از رحلت پیامبر چنین درخواستهایی نکردهاند! و أئمه مسلمین درکتابهای خود ذکر نکردهاند!» (1). وی در ادامه این عبارت از این سنت الهی با عنوان بدعت یاد کرده و چنین می گوید: «خطاب ملائکه، انبیا و صالحان در حال غیبت یا بعد از مرگ مانند شرک مشرکان، بدعتی از جانب مسلمانان است که خدا به آنها اجازه نداده است، زیرا خواندن انبیا در حال غیبت و بعد از مردن و س?ال و استغاثه به آنها و طلب شفاعت از آن امور در دین است که خداوند جعل نکرده است و هیچ امامی از مسلمانان به آن دستور نداده است.» (2). دروغ پردازی و گزافه گوئیهای وی به حدی است که کاملا چشم خود را بر روی حقیقت بسته، و با ایراد نسبت های دروغ و ساخته و پرداخته خویش ، غافل از آیات قرآن کریم و روایات نبوی،نظریه مطرود خود را به انبیاء الهی منتسب ساخته و می گوید: «انبیای پیشین، این امور را مشروع نمیدانستند، هیچ صحابی و مسلمانی و ائمه اربعه، در مشکلاتشان از انبیا کمک نخواستهاند. بنابراین درخواست شفاعت، توسل و دعا به وسیله انبیا نه واجب است نه مستحب و هر امر جدیدی که واجب یا مستحب نباشد به اتفاق مسلمانان بدعت است! (3)
![]() |
![]() |